محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

16

اكسير اعظم ( فارسى )

و غذا شورباى گنجشك به نان سازند و ديگر اغذيه منشفه مجففه مثل گوشت كبك و تيهو و دراج به قرنفل و دارچينى و قاقله و زعفران خوشبو ساخته و مثل مصوص و قلايا متوبله و كردناج دهند و رياضت و تقليل غذا و آب و ترك طعام شب كنند و ماء العسل بنوشند و از البان اجتناب نمايند و هرچه در ابتداى استسقا به كار آيد به عمل آرند و بايد كه در تجفيف مبالغه نكنند تا به ذبول مؤدى نگردد . و به قول جالينوس در علاج اين تهاون ننمايند كه چون اين سوء مزاج طول كند مفضى به استسقا گردد . اقوال اطبا : [ سعيد ] سعيد گويد اگر سوء مزاج رطب باشد آبى كه در آن عود و مصطكى و پوست بيخ درخت غار و انيسون جوشانيده باشند بنوشند غذا نخودآب و يا زيرباج دهند . و اگر رطوبت كثير باشد قدرى دواء الكركم با سكنجبين عسلى بدهند . و اگر قوت ضعيف گردد به كبوتربچه غذا سازند و شراب كهنه صرف بنوشند و در امر او اهمال نكنند كه طول او مفضى سوء القنيه است . [ محمد ابن الياس و خجندى ] محمد ابن الياس و خجندى مىنويسند : كه هر صبح جلاب از باديان و تخم كرفس و اصل السوس هر واحد سه درم و گلقند عسلى ده درم با سكنجبين بنوشند و غذا نخودآب گوشت دراج و يا بچه مرغ به مغز قرطم و دارچينى يا قلاياى متوبلهء مبزره بخورند و يا هر صباح جلاب از گلقند عسلى ده درم و آب باديان سبز ده درم بنوشند و اطريفلات بخورند و اين دوا نافع است خرنوب نبطى باديان تخم كرفس هر يك سه درم سنبل الطيب پنج درم ادويه را كوفته بيخته در آب باديان يا آب كرفس سرشته يك مثقال با سكنجبين بزورى دهند و غذا زيرباج به لحوم تيهو و كبك و دراج بخورند . [ طبرى ] طبرى گفته كه سوء مزاج رطب كبد اگرچه سريع الزوال است ليكن عظيم الخطر است اما سرعت زوال او به سبب انفعال او از حرارت و برودت است . و چون رطوبت سريع الانفصال بود سريع التغير باشد و سريع التغير و سريع القبول براى آن باشد كه طبيب بدان مقابلهء او نمايد بهر آنكه اگر ارادهء تسخين او كند حرارت را به سرعت قبول نمايد . و چون حرارت قبول كرد ازالهء رطوبت سهل گردد و چون محتاج تبريد باشد برودت را به سهولت قبول كند و چون برودت را قبول كند تجفيف او سهل شود و بهترين چيزى كه بدان تدبير او نمايند اقتصار به اغذيهء ناشفه است مثل قلاياى محرقه به لحوم حملان و شراب كهنه چون مانع از آن نباشد و آن را جماع ايذا ندهد مگر آنكه كبد عديم الحرارة باشد و از جيدترين چيزها كه بدان استدلال بر رطوبت كبد نمايند سرعت جمود خون صاحب او در گرما و سرما هنگام فصد است و استسقا در علاج اين مزاج عند ذكر مزاج حار رطب و بارد رطب خواهم كرد علاج امراض كبد از سوء مزاج حار رطب و آن ضعف جگر و وجع كبد و تبثر كبد است در ساذج هرچه در سوء مزاج حار و رطب مسطور شد هر دو حسب حاجت مركب ساخته استعمال نمايند . و اگر مادى باشد فصد باسليق از دست راست كنند . و اگر فصد مانعى باشد حجامت نمايند و شيرهء كاسنى و خيارين و خرفه هر يك نه ماشه با سكنجبين ساده چهار توله بنوشانند و غذا خرفه و پالك با نان دهند و بعد سه چهار روز تليين طبع به طبيخ هليله و مغز خيارشنبر و يا نقوع تمر هندى و آلو بخارا و ترنجبين و مغز فلوس و مانند آن كنند بعده بهر تعديل شيرهء تخم كاسنى و خرفه با سكنجبين و يا قرص طباشير به آب سيب و شربت حماض بدهند و آرد جو و عدس و فوفل و صندلين و گل سرخ هر يك يك توله به آب كدو و خيار و بادرنگ سرشته ضماد كنند و غذا آش جو با شربت نيلوفر دهند و آنچه در صداع دموى مذكور شد در اين جا هم مفيد است شيخ مىفرمايد مبروداتى كه در آن قدرى قبض و نشف باشد از اغذيه و ادويه استعمال كنند و اگر در اينجا مواد بود ايضا آنچه به لطف او باشد و اگرچه در آن نشف نبود مثل ماء الجبن و شكر طبرزد استعمال نمايند و بگيرند عصارهء شجر عنب الثعلب و كاكنج به قدر پنجاه يا چهل يا دو مثقال صبر سقوطرى و كمتر از آن براى ضعيف و يا نصف مثقال ايارج يا دو استار خيارشنبر در سكرجهء آب عنب الثعلب يا آب كاسنى حل كرده و يا خيارشنبر تنها در آب كاسنى يا آب باديان و آب عنب الثعلب . جرجانى و ايلاقى مىنويسند : مزاج خون گرم تر است و تولد او در جگر بهر آنكه مزاج جگر نيز گرم و تر است بدين سبب اين مزاج جگر را مزاج غريب نيست بلكه طبيعى است ليكن اگر افراط كنند علامات غلبهء دم پديد آيد و در بدن و خصوصاً در جگر گرانى آرد پس اول رگ باسليق زنند و شربت عناب و سكنجبين ساده و شربت ريباس دهند و تنقيه به ماء الجبن و آب عنب الثعلب و آب كاسنى و خيارشنبر بايد كرد . و اگر يك درم ايارج فيقرا و پانزده درم فلوس خيارشنبر يا بيست درم در آب عنب الثعلب حل كرده دهند صواب باشد و طعام طفشيل و كاهو و سماقيه و زرشكيه فرمايند . گيلانى گويد بدانند كه در اين علت صاحب او كثير الحميات به سبب اسراع عفونت به سوى حرارت و رطوبت و تعفن جوهر خون او مىباشد پس اگر آن را قيام كبد به هم رسد جوهر كبد به سرعت تحليل گردد و علاجش فصد است اگر ممكن باشد و الا حجامت كنند و تقليل غذا و صوم اختيار نمايند